متن نوحه ی ای رقیه جان

یه دختری توخیمه ها خواب اسری می بینه (خواب می بینه رو سورتش گرد یتیمی می شینه2)
(ای رقیه جان ای رقیه جان ای رقیه جان)
(خواب می بینه گهواره رودارن به غارت می برندبچه هارو توقتل گاه دارن به زیارت می برند2)
ای رقیه جان ای رقیه جان ای رقیه جان) )
خواب می بینه که نیمه شب گم شده توی بیابون2)(یه بانوی قد خمیده  بهش می گود بیا بیا)
(ای رقیه جان  ای رقیه جان ای رقیه جان)
خواب می بینه گهواره رو دارن به غارت می برند بچه ها رو تو قتله گاه برای زیارت می برند
(ای رقیه جان ای رقیه جان ای رقیه جان)
(خواب می بینه تنگ غروب خیمه هارو می سو زونن2)(راه فرار بسته شده بچه هارو می سوزونن
(ای رقیه جان ای رقیه جان ای رقیه جان)
خواب می بینه که نیمه شب گمشده تو بیا بون (یه بانوی قد خمیده بهش میگه بیا بیا2)
(ای رقیه جان ای رقیه جان ای رقیه جان)
(خواب می بینه سر باباروروی نیزه قران میخونه2)
(می خواست لباشو ببوسه نمی تونه نمی تونه2)
(ای رقیه جان ای رقیه جان)